عاشق شده بود.

دیدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

زیبا بود نیلوفر عزیز ممنون موفق باشی [گل][گل]

محمد

سلاااااام وبلاگ توهم خیلی ناز و خوشگله امیدوارم موفق باشی بازم بیا لطفااااااااااا

peyman k

very niceeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee afalin nilooooooooooooooooooooooooooooooooo[دست][ماچ]

♠○مهــــــــر○♠

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که بغض آشنای ابر گریه می خواهد بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

شیما

سلام-خیلی وبت خوشگله خوشم اومد.اگه دوست داری لینکت کنم بگو باچه اسمی.

شیمایی

وبت قشنگ بود عزیزم . ممنون که بهم هم سر زدی [ماچ]

دخترک تنها

آدم ها بالاخره یه روزی یه جایی در یک لحظه تمام می شوند... نه که بمیرند،نه! جوهر احساسشان تمام می شود...

سرمه

عاشق شدن خوبه ...ولی به معنای رسیدن نیست...عاشقی خوشی ها و ناراحتی هاش سازنده است...باید به کلیت عاشقی نازید.

سرمه

عاشقی چیز کمی نیست:عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. باید بلا کشید در عاشقی ...ولی کش دار نباشه