ترس.

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ )):

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلای من

نیلوفر عزیز چشمای کسیو باید از پشت گرفت که ندیده !! از بوی وجودت! از ضربان قلبت! از سایه ات ! از نفسهات !! تورو بشناسه! اینا لیاقت عشق ورزیدن دارن! همین!!! عشق پاک! دل پاک! میخاد!!! مواظب دل و قلب پاکتون باشید. برات آرزو میکنم به اونچه که تو دلته برسی! کسیکه واقعا لیاقت تو داشته باشه!

آرزو

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت آنچه درخواب نرفت چشم من و فکر تو بود . .

asal

خدایا مرا از چه طعمی افریدی که همه از من سیر میشوند!!!!!!![گریه][گریه][گریه]

منیره

سلام نیلوفر جوووووووووونی اجی گلم من با یه سری جدید از عکسها تو وبم ( گالری عکس اسپرینگ ) اپم. خیی خوشحالم میکنی که بهم سر بزنی و منو از نظرای خوشملت بهره مند کنی[لبخند] منتظرم

محیا

سلام عزیزم مررسی از حضورگرمت تو وبم

آرزو(زندوني)

نبودنت را دارم با ساعتی شنی اندازه میگیرم : یک صحراگذشته است …

آرزو(زندوني)

تمام فنجان های قهوه که میگفتند : ما به هم نمی رسیــم را شکسـتـم و فنجانی دیگر خـوردم فالی دیگر گرفتم … از بس قهوه خـوردم به گمانم یک قــرن بیدار باشـم …

sara

من چک نویس احساسات تونیستم دوستت دارم هایت را جای دیگر تمرین کن