میدانم...

خوابم نمی برد
به همه چیز فکر کرده ام
حتی تو
و می دانم که خوابی
وقبل از بسته شدن چشم هایت
به همه چیز فکر کرده ای
جز من …

/ 25 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام دوست من ، وب قشنگی دارین ، عیدتون مبارک ، در ضمن این مطلبتون هم زیبا بود[گل][گل][گل][گل]منتظر نظرات زیباتم[لبخند]

اکبراکبری

سلام نیلو حون ازاینک دادتو درآوردم منو ببخشید در ضمن من کجا خوبانی مثل شما کجا؟!!! ممنونم ازاینکه درخت خشکیده ام را آمدنتون نسبزکردین.ضمنااز اظهار لطف ومحبتتون سپاسگزارم. [خجالت]

اکبراکبری

عروسی عروسکهاست بیا تا حنایت کنم میان موهای آتش میشود با داماد خندید

سید سجاد علوی حجازی

دلم برای کودکیم تنگ شده.آن روز که تنها ناراحتی من شکستن نوک مدادم بود.این روزها که دل میشکنند به سادگی را دوست ندارم.

آرزو

وقتي بادستهاش دلموشكست تمام حواسم به اين بودكه مبادادستاش زخمي شه...[نگران]

منیره

سلام و درود بر تو دوست گلم.[بوسه] بعد از مدت ها اپ کردم... با یکی دیگه از دلنوشته هام منتظر حضور زیبایت هستم

‌s

اگه اینطوریه اصن ایشالا دیه از خواب بیدار نشه. والا بخداااا[خنثی]

عاطی

[کلافه][کلافه][افسوس][کلافه][افسوس]

عاطی

یه قانون طلایی هست.... [چشمک]

سارا

یه نفر که تا چند وقت پیش،همه رو میخندوند،ولی الان فقط زُل میزنه یه گوشه و هر چند دقیقه یه بار میگه "هـــــــــــــــِی" . . . ینی تــــنـــــهـــــــاســـــــــت . . . خیلی هم تنهاست . . [گریه]