/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد علی

خدایا....... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............ یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان............. یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................

محمد

درد مـی کـشـم.. درد هـم تـلـخ اسـت .. هـم ارزان .. هـم گـیـرایـیـش بـالاس .. هـم ایـنکـه تـابـلـو نـمی شـوم .. رفـیـقـی کـه مـرا مـعـتـاد کـرد ؛ نـابـاب نـبـود .. فـقـط نـگـفـتـه بـود مـانـدنـی نـیـسـت .. هــــــــمـــــــیـــــــن!

محمد علی

انتظار سخت است، فراموش کردن هم سخت است. اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است.[افسوس]

آسمون

وبلاگ قشنگی دار.همچنین مطلب های جالبی بهت تبریک میگم[دست] بیشتر به من سر بزن http://asemoun.persianblog.ir/

منیره

[گل] راستی اگه با تبادل لینک موافق بودی خبر کن

رضا

لینک شدی...بسیار خوشبختم[چشمک]

kimiya

خیلی عالی بود فقط یکم دلم گرفت![افسوس]

فرشيد

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط وایسادی, یه نفر میاد و بهت میگه : با من دوست میشی !؟

لیلای من!!

این شعرو وقتی بد جور دلم تنگ شده بود سرودم!!! در حال انفجار در این فصل زمستان و در این سرمای پر دردش پس از یکسال و اندی رفت رها شد دستم از دستش در این روزها نفسهایم دگر بالا نمی آید مثال آن زن بیوه کنار مرده ی مردش نفس هایش برای من درون سینه جاری بود دگر ترسم برم نامش به شعر و مصرع و بندش کنم نفرین به این تقدیر که مارا کرده بازیچه که بیست سال تاس میریزد نیامد جفت شش نردش پر از درد دلم کارون شدی سنگ صبور من بهار زندگانی رفت زمستان شد رهاوردش