چگونه..

چـگـونـه ایـنـجـا را تـرک کـنـم و

بـه دنـبـال سـرنـوشـت بـگـردم؟!

وقـتـی در گـوشـه گـوشـه ایـن شـهـر

بـا تـو خـاطـره دارم؟!!

/ 23 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

رو تختــت دراز بکشـــی آهنگـــ بـــزاری و بـــازم فکــر کنــی بـــه نبــودنش بـه حرفایـــی کــه باهــم میزدیــد شوخی های که با هم میکردید بــه خاطره های قشنگی که با هم داشتید و مثـــل همیشــه چشمــات تقاصـــ پس بـــدن... !!!

taha

خلوت گزیده ام من ای داد از این جدایی اشکم روان به دامن فریاد از این جدایی تا کی ز دوری او چون شمع ها بسوزم ویرانه های غم شد آباد از این جدایی

ساناز

به تکرار در وجودم جاری باش که نبودنت را هیچ چیز و هیچ کس پر نخواهد کرد ...........[گل]

فاطی

سلام... جیجل... [قلب] بهم سربزن....

سامی

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش ، همین بس که : نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است با تیغِ کُند

آرزو

سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی است دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای.[نگران]

سهیل

خیلی زیبا بود گاهی اوقات ......

نیما

دیگرم گرمی نمی بخشی عشق، ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام، از عشق هم خسته.....